آیا ممکن است شرکتی تنها به دلیل درج عبارت ۱۰ بسته رایگان در فاکتور فروش، هم بخشی از هزینههای خود را از دست بدهد و هم مشمول مالیات و عوارض ارزش افزوده شود؟
در نگاه نخست، پاسخ بسیاری از مدیران فروش، حسابداران و حتی برخی مدیران مالی منفی است. آنها تصور میکنند هر کالایی که بدون دریافت وجه و با هدف افزایش فروش در اختیار مشتری قرار گیرد، صرفاً نوعی تخفیف یا هزینه تبلیغات محسوب میشود.اما در عمل، مقررات مالیاتی همیشه چنین برداشتی را تأیید نمیکنند.
در این مقاله، دو پرونده واقعی را بررسی میکنیم؛ پروندههایی که اگرچه در ظاهر متفاوتاند، اما یک پرسش مشترک را پیش روی مؤدیان قرار میدهند:
آیا هر کالایی که بهصورت رایگان واگذار میشود، از دیدگاه مالیاتی نیز تخفیف فروش یا هزینه تبلیغات محسوب میشود؟
پاسخ این پرسش، میتواند سرنوشت یک پرونده مالیاتی را بهطور کامل تغییر دهد.
پرونده اول؛ ۱۰ بسته رایگان
پایان سال مالی بود. گزارش عملکرد واحد فروش روی میز مدیرعامل قرار گرفت و همه از نتایج بهدستآمده رضایت داشتند. فروش شرکت نسبت به سال گذشته بیش از ۳۰ درصد افزایش یافته بود و مدیران، این رشد را نتیجه اجرای یک کمپین فروش موفق میدانستند.
طرح فروش بسیار ساده بود: با خرید هر ۱۰۰ بسته، ۱۰ بسته رایگان دریافت کنید.
بازار از این پیشنهاد استقبال کرد و نمایندگان فروش، آن را موفقترین برنامه تشویقی شرکت معرفی میکردند. در تمام فاکتورهای فروش نیز این موضوع بهصورت شفاف درج شده بود:
۱۰۰ بسته با قیمت فروش
۱۰ بسته رایگان
مدیر فروش با اطمینان میگفت:
این ۱۰ بسته، هدیه نیست؛ تخفیف فروش است. ما هیچ مبلغی بابت آن دریافت نکردهایم و هدفمان فقط افزایش فروش بوده است.
از نگاه شرکت، موضوع کاملاً روشن بود؛ مشتری مبلغی برای کالاهای رایگان پرداخت نمیکرد و این اقدام صرفاً بخشی از سیاستهای بازاریابی شرکت محسوب میشد.
دو سال بعد....
با آغاز رسیدگی مالیاتی، پرونده عملکرد شرکت روی میز گروه رسیدگی قرار گرفت. یکی از اعضای گروه، تعدادی از فاکتورهای فروش را بررسی کرد و پس از چند دقیقه سکوت، پرسشی مطرح کرد که مسیر رسیدگی را تغییر داد:
این ۱۰ بسته رایگان، تخفیف فروش است یا کالای اهدایی؟
مدیر مالی بدون مکث پاسخ داد:
این تخفیف فروش است. تقریباً همه شرکتهای پخش از همین روش استفاده میکنند. ما هیچ وجهی بابت آن ۱۰ بسته دریافت نکردهایم و هدف این طرح، صرفاً افزایش فروش بوده است.
او در ادامه توضیح داد:
این روش یکی از ابزارهای بازاریابی شرکت است. اگر این ۱۰ بسته را در اختیار مشتری قرار ندهیم، احتمال دارد خرید خود را از رقیب انجام دهد.
از دید مدیر مالی، پاسخ کاملاً منطقی بود؛ اما همین استدلال، نقطه آغاز اختلاف با گروه رسیدگی مالیاتی شد.
زیرا پرسش اصلی مأموران مالیاتی این نبود که شرکت چه عنوانی برای این رویداد انتخاب کرده است؛ بلکه میخواستند بدانند ماهیت واقعی این واگذاری چیست.
پرونده دوم؛ استندهای تبلیغاتی
در همان سال، پرونده شرکت دیگری نیز در دست رسیدگی بود.
این شرکت که در حوزه تولید مواد غذایی فعالیت میکرد، هزاران استند فلزی تبلیغاتی را بدون دریافت هیچگونه وجهی در اختیار فروشگاههای عرضهکننده محصولات خود قرار داده بود.
مدیرعامل شرکت در جلسه رسیدگی توضیح داد:
این استندها کالا برای فروش نیستند. ما آنها را فقط برای معرفی محصولات و نمایش برند شرکت در اختیار فروشگاهها قرار دادهایم. هیچ قراردادی برای فروش استندها وجود ندارد و هیچ مبلغی نیز بابت آنها دریافت نشده است.
او تأکید کرد:
هدف از این اقدام صرفاً تبلیغات و افزایش فروش محصولات بوده است. وقتی چیزی فروخته نشده، چرا باید مالیات پرداخت کنیم؟
از نگاه مدیرعامل، واگذاری رایگان استندهای تبلیغاتی نمیتوانست مشمول مالیات باشد؛ اما گروه رسیدگی مالیاتی برداشت متفاوتی از موضوع داشت.
کالبدشکافی مالیاتی پرونده
تا این مرحله، هر دو شرکت یک استدلال مشترک داشتند؛ آنها معتقد بودند کالاهایی که بهصورت رایگان واگذار شدهاند، با هدف افزایش فروش یا تبلیغات در اختیار مشتریان قرار گرفتهاند و بنابراین باید بهعنوان هزینههای بازاریابی یا تبلیغات پذیرفته شوند.
در نگاه نخست، این استدلال منطقی به نظر میرسد؛ اما در نظام مالیاتی، ظاهر یک رویداد یا عنوانی که مؤدی برای آن انتخاب میکند، ملاک تصمیمگیری نیست. آنچه اهمیت دارد، ماهیت واقعی معامله و انطباق آن با قوانین و مقررات مالیاتی است.
به همین دلیل، گروه رسیدگی مالیاتی بررسی خود را از یک پرسش اساسی آغاز کرد:
آیا واگذاری رایگان این کالاها، تخفیف فروش محسوب میشود یا کالای اهدایی؟
پاسخ به همین پرسش، مسیر رسیدگی را تغییر داد.
تخفیف فروش یا کالای اهدایی؟
دفتر فنی سازمان امور مالیاتی در نظریات متعدد خود تأکید کرده است که تخفیف فروش زمانی تحقق پیدا میکند که مبلغ فروش کاهش یابد. به بیان دیگر، تخفیف باید در قیمت معامله اثر بگذارد و موجب کاهش بهای قابل پرداخت توسط خریدار شود.
از جمله مصادیق متداول تخفیف فروش میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
اما اگر کالا بهصورت مستقل و بدون دریافت وجه به مشتری واگذار شود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً تخفیف فروش دانست؛ حتی اگر در فاکتور، عباراتی مانند رایگان، هدیه یا اشانتیون درج شده باشد.
به همین دلیل، عنوانی که مؤدی در اسناد حسابداری یا فاکتور فروش انتخاب میکند، بهتنهایی ماهیت مالیاتی آن رویداد را تعیین نمیکند.
دفتر فنی سازمان امور مالیاتی در یکی از نظریات خود حتی تصریح کرده است که واگذاری کالا به بهای یک ریال نیز مصداق تخفیف فروش نیست، بلکه از نظر مالیاتی، کالای اهدایی تلقی میشود.
بنابراین، آنچه برای مأمور مالیاتی اهمیت دارد، واقعیت اقتصادی معامله است، نه صرفاً عنوانی که در دفاتر یا اسناد مالی درج شده است.
مالیات بر ارزش افزوده؛ نقطه اصلی اختلاف
بخش مهم اختلاف از همین نقطه آغاز شد. بسیاری از شرکتها تصور میکنند اگر در قبال واگذاری کالا وجهی دریافت نکنند، اصولاً عرضهای نیز صورت نگرفته است؛ در نتیجه، مالیات و عوارض ارزش افزوده نیز موضوعیت نخواهد داشت.
اما مقررات قانون مالیات بر ارزش افزوده برداشت دیگری ارائه میکند. بر اساس بند (الف) ماده ۱ قانون مالیات بر ارزش افزوده، عرضه کالا به هر نوع واگذاری کالا به غیر اطلاق میشود. همچنین ماده ۲ قانون، عرضه کالا را در قلمرو مالیات و عوارض قرار داده است. بنابراین، رایگان بودن کالا بهتنهایی موجب خروج آن از شمول مالیات بر ارزش افزوده نمیشود.
از دیدگاه قانون، ملاک اصلی، تحقق عمل عرضه است؛ نه دریافت یا عدم دریافت وجه.
به همین دلیل، گروه رسیدگی مالیاتی در هر دو پرونده به این جمعبندی رسید که واگذاری ۱۰ بسته رایگان و همچنین تحویل استندهای تبلیغاتی به فروشگاهها، از مصادیق عرضه کالا محسوب میشود.
در نتیجه، مبنای محاسبه مالیات و عوارض، مبلغ صفر درجشده در فاکتور نبود؛ بلکه ارزش منصفانه کالاهای واگذارشده ملاک محاسبه قرار گرفت.
این برداشت، آثار مالی قابل توجهی برای هر دو شرکت به همراه داشت و اختلاف اصلی نیز از همین نقطه شکل گرفت.
نتیجه رسیدگی مالیاتی
پس از بررسی اسناد، مدارک و استدلالهای طرفین، گروه رسیدگی مالیاتی به نتایج زیر رسید:
هزینه ثبتشده بابت کالاهای واگذارشده، بهعنوان هزینه قابل قبول مالیاتی پذیرفته نشد و به درآمد مشمول مالیات برگشت داده شد.
واگذاری رایگان کالاها، از مصادیق عرضه کالا تشخیص داده شد. مالیات و عوارض ارزش افزوده بر مبنای ارزش منصفانه کالاهای واگذارشده محاسبه و مطالبه شد، نه بر اساس مبلغ صفر درجشده در فاکتور.
در نتیجه، اقدامی که شرکت آن را صرفاً یک روش بازاریابی میدانست، در فرآیند رسیدگی مالیاتی آثار مالی قابل توجهی برای آن ایجاد کرد. نکتهای که بسیاری از شرکتها نادیده میگیرند.
در سالهای اخیر، معاونت حقوقی و فنی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به استعلامهای متعدد، بر یک اصل مهم تأکید کرده است:
اگر مؤدی ادعا کند کالاهای واگذارشده در قالب هزینههای تبلیغات یا بازاریابی مصرف شدهاند، تشخیص این موضوع صرفاً با عنوان ثبتشده در دفاتر یا فاکتور امکانپذیر نیست؛ بلکه اداره امور مالیاتی باید ماهیت واقعی رویداد، نحوه انجام معامله، اسناد و مدارک موجود و انطباق آن با مقررات مواد ۱۴۷ و بند ۸ ماده ۱۴۸ قانون مالیاتهای مستقیم را بررسی و احراز کند.
در نظام مالیاتی، ملاک تصمیمگیری، واقعیت اقتصادی معامله است، نه عنوانی که مؤدی برای آن انتخاب کرده است.
جمعبندی
ممکن است اقدامی که از دیدگاه تجاری یا بازاریابی، یک ابزار تشویقی محسوب میشود، از منظر قوانین مالیاتی آثار متفاوتی به همراه داشته باشد؛ از جمله:
به همین دلیل، پیش از طراحی کمپینهای فروش، اجرای طرحهای تشویقی یا توزیع کالاهای رایگان، لازم است آثار مالیاتی این اقدامات نیز بررسی شود؛ زیرا هزینهای که امروز با هدف افزایش فروش انجام میشود، ممکن است در آینده به مطالبه مالیات، جرایم و اختلافات مالیاتی منجر شود.
مبانی قانونی
تحلیل ارائهشده در این مقاله بر اساس مقررات و مستندات زیر انجام شده است:
نظر بدهید
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای الزامی مشخص شده اند